أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

393

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 4 ) . نسخهء فارسى حذف كرده است ، افزوده از روى غافقى ، 212 و ابن بيطار ، جامع ، 165 از ماست . ( 5 ) . سپس از « خاصيت » سخن مىرود كه در آن گفته شده است : « ارجانى گويد جبلهنگ تخم تربد سياه را گويند و پوست بيخ جبلهنگ تربد زرد است » . قس . شمارهء 207 . 245 . جبسين 1 - گچ به زبان رومى يبسين 2 گويند ؛ اورباسيوس گويد او را عنقوس 3 خوانند . عنقوس « گچ » 4 را گويند كه تمام نرسيده باشد و قوت او بليغ نبود . ابو معاذ گويد جبسين به لغت رومى « سپيدهء ارزير » 5 را گويند و ابو ريحان تقرير ابو معاذ را تخطئه كرده است . ( 1 ) . معرب يونانى ( gypsum لاتين ) ؛ سولفات كلسيم آبدار - CaSO 4 . 2 H 2 O ؛ سراپيون ، 195 ؛ ابو منصور ، 119 ؛ ابن سينا ، 151 ؛ غافقى ، 225 ؛ ميمون ، 78 . ( 2 ) . يبسين ، نك . يادداشت 1 . ( 3 ) . عنقوس - يونانى - در اينجا به معنى رخام گچى است نه آهكى ؛ غافقى ، 225 . ( 4 ) . گچ - نام فارسى I , Vullers ; gypsum ، 508 و II ، 950 ؛ نيز نك . شماره 256 . ( 5 ) . سفيداب قلع . 246 . جبلت 1 - ؟ داروى مسهل است و معدن او در اصفهان است . ابن ماسويه گويد منبت او در زمين حبشه است و مسهل است مر زرداب و بلغم را . ( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نمىشود . 247 . جبه 1 [ جبه ] اسم هندى است و او نوعى است از چوب 2 [ كه از ] بلاد هند [ مىآورند ] ؛ لون او زرد است و در بعضى [ ضبطهاى ] معجون‌ها او را به كلكلانج 3 هندى تشبيه كرده‌اند . بعضى « جيم » را به « خاء » تبديل كنند و گويند خبه . ( 1 ) . در ديگر منابع داروشناسى ذكر نمىشود . طبق فرهنگ‌هاى هندى جوا يا جبا به معناى Hibiscus Platts ) rosa sinensis L . ، 393 ؛ Dutt ، 301 ) يعنى گل سرخ چينى است ( اننكوف ، 166 ) . ( 2 ) . يا تراشه . ( 3 ) . كلكلانج از به اصطلاح معجون‌هاى اكبر ( داروهاى مركب ) است . اين واژه از پهل - پهلان هندى